شهر زیبا و تاریخی وین، مرکز حقوق بشر شهر وین و کمیساریای حقوق بشر شهر وین و چهره ایرانی وین میزبان ششمین کنفرانس ایکاوی بودند.
در این نشست که از ساعت 11 صبح تا 4 بعد از ظهر برگزار شد، شماری از ایرانیان مقیم شهر وین شرکت کردند.
کنفرانس با توضیحات خانم شمس اسدی که مسئولیت کمیساریای حقوق بشر شهرداری وین را عهده دار هستند اغاز شد. ایشان با بیان تاریخچه تاسیس مرکزی برای حقوق بشر در شهرداری وین و اهداف این مرکز که تامین حقوق شهروندان وین به ویژه گروههائی که نیاز مند حمایت هستند و تلاش خود در راه نامگذاری شهر وین به عنوان شهر حقوق بشر، کنفرانس را اغازی هدفمند رهنمون شدند.


سپس روحی شفیعی مدیر اجرائی و از بنیان گزاران ایکاوی با تشکر از سرکار خانم شمس اسدی و خانم دکتر ژاله گوهری و چهره ایرانی وین، به تاریخچه تاسیس و اهداف ایکاوی، که 6 سال پیش، هنگام خیزش مردمی در ایران در اعتراض به انتخابات ریاست جمهوری و خشونت های بیرویه و بی هدف علیه مردم، تاسیس شد، اشاره کرد و این که راهگشائی از خشونت زدائی و خشونت پرهیزی در جامعه ایران، شناخت و مبارزه با خشونت چه خشونت خانگی و یا انواع دیگر خشونت ها، نیاز به بررسی و تحقیق همه سویه دارد.
در ارتباط با کنفرانس روز، وی به این مسئله اشاره کرد که در ایران قانون از زنان حمایت نمی کند زیرا که بیشتر قوانین تبعیض آمیز و مرد سالارانه هستند. برای هم این ضرورت دارد که زنانی که خواهان حقوق برابر برای زنان هستند در مجالس قانون گذاری حضور داشته باشند .

بخش اول کنفرانس با مدیریت دکتر ژاله گوهری و سخنرانی محسن فرشیدی و فرزانه عظیمی اغاز شد و بدنبال ان پرسش و پاسخ و تنفس کوتاه.


بخش دوم با مدیریت روحی شفیعی و سخنرانی ساغر غیاثی ادامه یافت. متاسفانه خانم ایدا قجر بدلیل اشتباه در نام فامیل در بلیط مسافرت از پاریس نتوانستند در کنفرانس حاضر شوند. برنامه با پرسش و پاسخ به پایان رسید. پس از آن فیلم کو تاهی در مورد خشونت خانگی بر زنان به نام "رقص تگرگ" که ساخته امین پوربرقی مستند ساز جوان بود به نمایش گذارده شد.
---------------------------------------------------------------------

چکیده مباحث کنفرانس که از درون مباحث، سوالات و سخنان شرکت کنندگان استخراج شده اند به شرح زیر است.

حقایقی که باید به انها توجه داشت:
---------------------------------------
-عدم حضور زنان در سیاست مسئله ای تاریخی است که در بیشتر کشورهای جهان وجود داشته است و زنان تدریجا حق دخالت در سیاست گذاری را پیدا کرده اند.
زنان حق دارند که در حوزه سیاست دخالت کنند ، به ویژه در انتخابات برای انتخاب شدن و انتخاب کردن
- مشارکت سیاسی زنان لازم است و باید آن را تشویق کرد
- موانع عدم مشارکت سیاسی زنا ن موانع ساختاری است
- اراده سیاسی برای مشارکت سیاسی زنان در حکومت و احزاب سیاسی وجود ندارد
- جنسیت زدگی و سیستم مرد سالار زنان را از مشارکت سیاسی باز میدارد

آن چه که باید بشود:
-----------------------
تبلیغ روی توانمندی زنان و این که مشارکت سیاسی زنان باید تشویق و به اهمیت آن از منظر تبعیض زدائی ، حقوق برابر در همه عرصه ها و حل مشکلات زنان به عنوان نیمی از جمعیت تاکید شود. مردان همواره در سیاست حضور داشته اند و نیازی به تشویق و تبلیغ ندارند.
- شکسته شدن تابوی مسائل زنان و حضور پر رنگ زنان در سیاست گزاری برای رشد جامعه ای برابر ضروری است. هر کجا که سیاست گذاری هست زنان هم باید حضور داشته باشند.
- در ایران با توجه با حضور پررنگ مرد سالاری در همه عرصه ها، قوانین بطور عمده ضد زن و تبعیض آمیز تدوین شده اند. زنان به جای آن که در راه عدالت خواهی به قانون توسل جویند، از آن فاصله میگیرند و تلاش میکنند تا برای رسیدن به خواسته های خود قانون را دور بزنند. بنابراین حضور زنان در مجامع -قانون گذاری برای تغییر و تبدیل قوانین نابرابر به قوانین برایر ی خواه، مطابق با موازین حقوق بشر ضروری است.
-
- زنان باید آمادگی داشته باشند تا هزینه مشارکت سیاسی را در شرایط حاضر بپردازند. این هزینه ها میتواند برخوردهای خانوادگی ، سر خوردگی از رد صلاحیت شدن، هزینه های روانی و اجنماعی، نا امیدی های شخصی ، برخوردهای توهین آمیز ، چه از سوی مردان و چه از سوی زنان باشد.

نظراتی که بر علیه مشارکت سیاسی زنان عمل میکنند
------------------------------------------------------------
- زنان شایسته به اندازه کافی وجود ندارند
- زن وزیر و وکیل شدن افتخار نیست
- زنی که در خارج خانه کار میکند مادر خوبی نیست
- زنان حرکات اساسی در راه مشارکت سیاسی نکرده اند

آن چه که زنان انجام داده اند
-----------------------------
با وجود سرکوبهای مستمر ، زنان بیشترین حرکات سیاسی را انجام داده اند. نمونه ان حضور زنان در اجتماعات اعتراضی از ابتدای انقلاب تا به امروز، حضور پررنگ زنان در زندان های ایران به جرم مشارکت ئر اجتماعات و فعالیت های اجتماعی/ سیاسی در اعتراضات اجتماعی ،کمپین یکمیلیون امضاء و همگرائی زنان در انتخابات سال 1388، کمپین آزادی های یواشکی و نیز کمپین نغییر چهره مردانه مجلس که در حال حاضر در درون ایران شکل گرفته است .
- زنان در خارج کشور هم فعال بوده اند. چاپ و نشر کتاب ، مقاله، نقاشی و مستند سازی و مشارکت در فعالیت های سیاسی و اجنماعی از ابتدای انقلاب تا به امروز به شناخت وضعیت زن ایرانی در جامعه بین المللی یاری رسانده است.

پیشنهادات:
------------
- سوال مهمتر از پاسخ است، زنان و مردان باید با حساسیت روی مسائل زنان انها را مداوما مورد بررسی و پرسش قرار دهند.
- به مسئله اموزش در سطح کشور روی مسائل زنان نوجه بیشتر شود.
- روی توانمندی زنان تبلیغ شود.
- هرکجا که سیاست گذاری هست زنان هم حاضر باشند.

----------------------------------------------------------------------
در زیر متون کامل سخنرانی ها و لینک یو تیوب کنفرانس آمده است. فیلم کوتاهی نیز توسط مستند ساز جوان، امین پوربرقی تهیه شده است که لینک ان در گزارش آمده است.
- با سپاس از خانم دکتر ژاله گوهری که از هم فکران ومشوقین اولیه تاسیس ایکاوی هستند و چهره ایرانی وین، سرکار خانم شمس اسدی کمیسار یای حقوق بشر وین شهر وین برای فراهم آوردن گردهمائی ایکاوی در وین.

- با سپاس از سخنرانان عزیر، محسن فرشیدی، ساغر غیاثی و فرزانه عظیمی.
- با تشکر از فیلم ساز جوان ،امین پور برقی برای نمایش فیلم مستند "رقص تگرگ" که به مسئله خشونت خانگی از منظری که در ایران تابو شناخته میشود پرداخته است و سپاس از همه شرکت کنندگان در نشست و مشارکت سازنده انها در بحث و گفتگو های سازنده.
ائتلاف بین المللی علیه خشونت در ایران.
--------------------------------------------------------------------------------------------
متون سخنرانی ها
--------------------
1- محسن فرشیدی

- چرایی ضرورت و موانع حضور زنان در عرصه‌های قدرت سیاسی در جوامع مردسالار
- وین اتریش - شنبه
۲۸ نوامبر ۲۰۱۵
---------------------------------------
مشارکت زنان درعرصه‌های مختلف سیاسی در طول تاریخ همواره با چالش‌های فراوانی همراه بوده است. به طور مشخص در صدسال گذشته و همراه با تغییرات و پیشرفت‌های گسترده‌ی جوامع شهری، عدم حضور نیمی از جامعه -زنان- در صندلی‌های قدرت و مناسبات مهم قانون‌گذاری و تصمیم‌گیری منظقی به نظر نمی‌رسید و با تغییرات و واقعیت‌های جامعه دیگر همسو نبود. از این رو زنان دست به تلاش‌های گسترده‌ای برای به دست آوردن این حق و حضور در عرصه‌های مهم جامعه کردند، اما در بیشتر کشورهای جهان با وجود تمامی پیشرفت‌ها، تفکرات رایج مردسالار مانع اصلی بر سر آن‌ها بود.

مردسالاری
سلطه‌ مردان بر زنان به شکل‌های مختلف را مردسالاری می‌گویند. زنان در جوامع مردسالار نه تنها از فرصت‌های برابر اجتماعی و اقتصادی برخوردار نمی‌شوند که به شکل‌ها و بهانه‌های مختلف از عرصه‌های سیاسی دور می‌شوند. زنان در چنین جوامعی کمتر فرصت حضور در عرصه‌های تاثیرگذار اجتماعی و سیاسی را پیدا می‌کنند و به این دلیل فرصت توانمندسازی خود را در یک بازده زمانی طولانی مدت که قابلیت انتقال به زنان نسل‌های آینده را نیز داشته باشد به دست نمی‌آورند. در طول تاریخ عموما این مردان بوده‌اند که قوانین کشورها را نوشته‌‌اند و یا اینکه قضاوت و حکم صادر کرده‌ و در ادامه سنت‌ها و عرف‌ها را زمینه سازی کرده‌اند.

حق رای، قدم بزرگ زنان برای رسیدن به صندلی‌های قدرت سیاسی
یکی از ماندگارترین تلاش‌های زنان در یک قرن گذشته تلاش آنان برای حق رای بود. زنان با پیشرفت جوامع بشری، کسب حق رأی را مقدمه مشارکت سیاسی زنان در سطوح گسترده می‌دانستند. اما در امریکا و دیگر کشورها این جنبش مخالفان زیادی داشت. در روزنامه‌ها برای آنان کاریکاتور‌های تمسخر آمیز کشیده می‌شد و برخی نیز در آن زمان تلاش‌هایشان را رادیکال می‌دانستند که همسو با واقعیت‌های جامعه نیست. در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم جنبش حق رأی زنان در ایالات متحده به یک جنبش اجتماعی گسترده تبدیل شد. تلاش برای کسب این حق در سال
۱۹۲۰ با تصویب اصلاحیهٔ نوزدهم قانون اساسی آمریکا خاتمه یافت. این اصلاحیه بیان می‌دارد که: «حق رای برای شهروندان ایالات متحده نباید توسط ایالات متحده و یا هر یک از ایالات بر اساس جنسیت مردود یا محدود شود.» هر چند آمریکا اولین کشوری نبود که این قانون را تصویب می‌کرد، اما به دست آوردن حق رای در آمریکا مقدمه‌ای شد برای تلاش گسترده‌ی زنان دیگر کشورها و این حق یک به یک در تمامی کشورها به دست آمد و به رسمیت شناخته شد. وقتی تاریخ مبارزات زنان برای مشارکت درعرصه‌های سیاسی را ورق می‌زنیم پیروزهای بزرگ زنان در بیشتر مواقع زمانی رخ داده است که خود را محدود به ساختار و مناسبات قدرت نکرده‌اند. جنبش‌هایی که خواسته‌های آنان در زمان خود رادیکال نامیده می‌شده، اما با پیوستگی مبارزات به موفقیت رسیده‌اند.

تجربه‌های دیگر کشورها - زنان در قدرت سیاسی اتریش، از ابتدا تاکنون
در عموم کشورهایی که از ان‌ها به عنوان کشورهای پیشرفته و توسعه یافته جهان یاد می‌شود، انتخابات‌های مختلف قدمتی حدودا صد ساله دارند. اتریش یکی از این کشورهاست. حق رای زنان در این کشور در سال
۱۹۱۹ به دست آمد. انتخابات سراسری -ناسیونال‌رات- که نمایندگان پارلمان اتریش با رای مستقیم مردم در آن انتخاب می‌شوند هر پنج سال یکبار در این کشور برگزار می‌شود. سال ۱۹۱۸ برای اولین بار مجلس شورای موقتی در اتریش تشکیل شد که ۲۰۸ نماینده داشت که همگی آن‌ها را مردان تشکیل می‌دادند. یکسال بعد از آن یعنی در سال ۱۹۱۹ میلادی مجلس موسسان تشکیل شد که ۸ نفر از ۱۵۹ نفر را زنان تشکیل می‌دادند و در اولین مجلس قانونگذاری این کشور در سال ۱۹۲۰ تنها ۹ نفر از ۱۷۵ نماینده کشور اتریش را زنان تشکیل می‌دادند. از سال ۱۹۷۱ تا به امروز تعداد نمایندگان اتریش همواره ۱۸۳ نفر بوده است و در هیچ کدام از دوره‌های انتخاباتی تعداد زنان از ۶۲ نفر یعنی ۳۳ درصد کل فراتر نرفته است. در اخرین انتخابات سراسری اتریش که در اکتبر ۲۰۱۳ برگزار شد زنان راه یافته به مجلس ۶۱ نفر یعنی ۳۳.۳۳ درصد آرای کل را تشکیل داده اند. کشور اتریش به عنوان یک نمونه از کشورهای جامعه جهانی همزمان با توسعه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود در سطوح مختلف، بر لزوم برابری جنسیتی در عرصه‌های مختلف سیاسی نیز تاکید داشته است. جالب است بدانیم که ۳۰ سال گذشته تنها ۱۱.۴۸ درصد پارلمان اتریش را زنان تشکیل می‌دادند و این رقم امروز به ۳۳.۳۳ درصد رسیده است. اما با این وجود مشارکت سیاسی زنان در اکثر کشورهای جهان به دلیل موانعی که وجود دارند هنوز آن طور که شایسته است صورت نپذیرفته است.

زنان در قدرت سیاسی، یک حق فردی و یک فرصت اجتماعی
این واقعیت که توسعه و پیشرفت در جوامع مدرن امروزی از مسیر برابری انسان‌ها در یک اجتماع می‌گذرد بر کمتر کسی پوشیده است. اگر جامعه‌ای به این رشد فکری نرسیده باشد که محروم کردن شهروندان به بهانه‌هایی از جمله جنس، جنسیت و یا گرایش جنسی‌شان در واقع محروم کردن جامعه از استعداد‌های یک عضو فعال خود است در دیگر زمینه‌ها نیز فرصت رشد واقعی را از دست خواهد داد. با پیشرفت جوامع بشری موضوع رشد شخصیت و پیشرفت انسان‌ها و وظایف دولت‌ها در ایجاد بستری برابر برای تمامی شهروندان جامعه به یکی از اصول اصلی حقوق بشر تبدیل شد. هر قانونی که گروهی از انسان‌های یک جامعه را به دلیل جنس، جنسیت یا گرایش جنسی‌ آن‌ها از فرصت پیشرفت و شکوفایی استعداد‌های خود حذف کند در واقع یکی از اصول بنیادین حقوق بشر را زیر پا گذاشته است.
جدا از منظر فردی که حضور در صندلی‌های قدرت سیاسی حق هر شهروندی است، از منظر اجتماعی نیز یک جامعه زمانی پیشرفت خواهد کرد که از تمامی ظرفیت‌ها، توانایی‌ها و استعداد‌های مردمان خود استفاده کند و حذف هر کدام از گروه‌های انسانی، به‌واساطه‌ی جنس، جنسیت یا گرایش‌های جنسی آن‌ها، جدای از محروم کردن حقوق فردی یک انسان، دیگر گروه‌ها را نیز به دلیل حذف توانمندی‌های یکی از اعضای جامعه متضرر خواهد کرد و شایسته است آن بخش دیگر جامعه نیز که مورد تبعیض واقع نشده یا کمتر شده است به این موضوع نیز اعتراض کرده و از حق برابر انسان‌ها برای توسعه کشوری که خود در آن سکونت دارند دفاع کند.

کلیشه‌های جنسیتی، از موانع اصلی حضور زنان در صندلی‌های قدرت
همانطور که گفته شد مردسالاری به شکل‌های مختلف سعی در سلطه و ستم به زنان را دارد و برابری جنسیتی در چنین ساختاری به راحتی به دست نمی‌آید. برای به دست آوردن صندلی های قدرت سیاسی باید تغییرات در تمام سطوح آموزشی و قانون‌گذاری جوامع دچار دگرگونی‌های اساسی شود. یک کودک دختر، حتی در جوامع پیشرفته، از زمانی که چشم به جهان می‌گشاید با انبوهی از کلیشه‌های جنسیت‌زده روبرو می‌شود و این کلیشه‌ها در ذهن او باوری را می‌سازد که او را هر چه بیشتر از صندلی‌های قدرت و مدیریتی دور می‌کند. واقعیت این است که جنسِ عموم انسان‌ها در بدو تولد مشخص می‌شود، اما جنسیت آن‌ها نه در لحظه‌ تولد، بلکه در گذر زمان شکل می‌گیرد و به عبارتی بر آن‌ها تحمیل می‌شود. دانشی که کودک از جنسیت خود به دست می‌آورد، بر درک او از جنسیت در سراسر زندگی‌اش اثر می‌گذارد. در تعریفی ساده؛ کلیشه‌های جنسیتی شامل مواردی از اعتقادات و باورهای اجتماعی و فرهنگی هستند که نقش‌های مشخصی را به جنس‌های مختلف مثل زن و مرد نسبت می‌دهند و از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شوند. در راستای هر چه باورپذیرتر شدنِ این ویژگی‌ها، خانواده، نهادهای آموزشی و رسانه‌ها نقش‌های پررنگی را بازی می‌کنند و این کلیشه‌ها را بازتولید می‌کنند.
کلیشه‌ها در جوامع مختلف متفاوت‌اند، هر چند برخی از آن‌ها در سطح جهانی مشترک هستند. طبق این کلیشه‌ها مردان در بیشتر موارد منطقی، باهوش، فعال، خطر پذیر، مستقل و دارای اعتماد به نفس ترسیم می‌شوند و در مقابل زنان طیف احساساتی، غیر منطقی، منفعل و نیازمند کمک توصیف می‌شوند. هر چقدر یک کشور توسعه یافته‌تر باشد، کلیشه‌های جنسیت‌زده در آن نیز کمتر شده و انسان‌ها فارغ از جنس و جنسیتشان و بسته به استعدادها و توانایی‌هایشان به رشد و پیشرفت می‌رسند، نه بر اساس نقش‌هایی که از قبل برای ان‌ها تعریف و به آن‌ها نسبت داده شده است. کلیشه‌ها از سنین کودکی به ما تحمیل می‌کنند که مردان قدرت مدیریت بیشتری دارند و آن‌ها بیشتر شایسته‌ی به دست گرفتن قدرت سیاسی هستند. کلیشه‌ها به ما تحمیل می‌کنند که به مردان بیشتر از زنان در عرصه‌های مدیریتی می‌شود اعتماد کرد و این کلیشه‌ها زنان را بیشتر در نقش‌های سنتی خانه‌داری تعریف می‌کنند. این کلیشه‌ها و بسیاری دیگر از ان‌ها در تمام زندگی ما مدام به شکل‌های مختلف بازتولید می‌شوند. برای رسیدن زنان به قدرت‌های سیاسی به نظر ضروری می‌رسد که به حذف این کلیشه‌ها از سنین کودکی اقدام شود. با توجه به اهمیت موضوع کلیشه‌های جنسیتی باید تاکید کرد تفاوت‌های بیولوژیکی میان زن و مرد نباید عاملی برای تفاوت‌ها در نقش‌های زنان و مردان تعریف شوند. کلیشه‌ها عموما زمینه‌ای برای ستم به زنان هستند و آنچه می‌تواند مانع این موضوع شود بهره‌مندی زنان و مردان از فرصت‌های برابر و در نتیجه نقش‌های برابر در خانه و اجتماع و سیاست است.

حضور زنان در عرصه‌های قدرت سیاست ایران به چه معناست؟
از ابتدای انقلاب اسلامی، زنان به شکل‌های مختلف از عرصه‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کنار گذاشته شدند. در این زمان عرصه‌های مختلف هر چه بیشتر به سوی تک جنسی و مردانه شدن پیش رفتند. قوانین یکی پس از دیگری و به اشکال مختلف مقدمات حذف زنان از این عرصه‌ها را فراهم می‌کردند و فرهنگ و رسوم عمدتا مردسالار با همراهی اکثریت مردم، به ویژه مردان، همراه با چنین رویکردی شدند. به باور بسیاری از فعالین حقوق زنان این انقلاب قبل از آنکه انقلابی علیه سلطنت یا همسو با شعار نه شرقی و غربی باشد، یک انقلابی علیه زنان بوده است. از همین رو، خانه نشین کردن زنان و دور نگه داشتن آنان از اجتماع و سیاست به یکی از اهداف ایدئولوژیک جمهوری اسلامی تبدیل شد. بنابراین تلاش برای مشارکت بیشتر و گسترده‌ی زنان در عرصه‌های مهم و تاثیرگذار سیاسی نه تنها دفاع از حقوق فردی و اجتماعی نیمی از جامعه است که تلاشی در نقطه‌ی مقابل اهداف ضدزن حاکمیت مردسالار فعلی ایران نیز محسوب می‌شود

ضرورت شناخت و استفاده از فن‌آوری‌های جدید اطلاعات و ارتباطاتی
در نبود فرصت‌های دولتی برای آموزش و آگاهی عموم جامعه در جهت اهمیت برابری جنسیتی و مشارکت زنان در عرصه‌های قدرت سیاسی، جنبش‌های اجتماعی نقشی کلیدی را دارند. اما آن‌ها برای تاثیرگذاری بیشتر و موثر‌تر بر نسل نوجوان و جوان نیازمند شناخت ابزارهای جدید ارتباطی هستند. دنیایی که امروز در آن زندگی می‌کنیم با گذشته تفاوت‌های بسیاری کرده است، نه یک گذشته‌ دور که با نیم قرن گذشته نیز قابل قیاس نیست. یکى از اصلى ترین دلایل این تغییرات، پیشرفت تکنولوژى و بواسطه آن ایجاد فن آورى هاى ارتباط جمعى و اطلاعاتى است. وجود اینترنت و شبکه هاى مختلف اجتماعى، زندگى در جوامع انسانى را دچار دگرگونى هاى اساسى کرده است. اگرچه این شبکه ها در ابتدا صرفا براى ارتباط محدود با دوستان طراحى شده بودند، اما با گذشت زمان به یک عنصر مهمِ غیر قابل انکار در تغییرات اجتماعى و سیاسی تبدیل شدند. کمتر حرکت و جنبش هاى اجتماعى و سیاسى در دنیاى امروز را مى توان پیدا کرد که براى سازماندهى و رساندن صداى خود به سیاستمداران و جامعه جهانى از این شبکه ها استفاده نکند. برای تغییر در ساختار مردسالار جامعه که در بسیاری مواقع در خانواده‌ها زمینه‌سازی می‌شوند باید از طریق روش‌های نوین اقدام کرد. بدین معنا که حرکت‌ها و شیوه‌های سنتی و قدیمی در عین حال که در چهارچوب‌های خود از لحاظ تئوریک حائزاهمیت هستند، اما آن تاثیر لازم و عملی در جامعه جهانی امروز را دیگر نمی‌توانند از خود باقی بگذارند. بنابراین تلاش برای مشارکت گسترده‌ی سیاسی زنان در جوامع مردسالار باید با آموزش و آگاهی عموم جامعه از طریق ابزارهای ارتباطی جدید و با شیوه‌ها و ادبیات جدیدی صورت بپذیرد، آن‌زمان است که می‌شود به ایجاد تغییرات واقعی در بطن جامعه امید بست.

در انتها باید تاکید کرد؛
دفاع از حق نماینده‌ی مجلس شدن یا رییس جمهور شدن زنان به این معنا نیست که نفس وجود زن در مقام‌های بالای سیاسی به مسئله‌ دموکراتیک‌ترشدن یک انتخابات یا سیاست کلی یک کشور یاری می‌رساند. اگر قرار باشد زنی با دیدگاه‌های تند بنیادگرایانه و زن‌ستیزانه در پارلمان حضور داشته باشد، تفاوت بنیادی در موقعیت زنان ایجاد نمی‌کند. اما اینکه نیمی از جامعه از حق نامزد شدن، فرصت برابر برای انتخاب شدن و مشارکت گسترده‌ی سیاسی محروم شوند، تبعیضی آشکار و زن‌ستیزیای عریان است. اشاره‌ من به ضد دموکراتیک و تبعیض‌آمیزبودن این مسئله، به این معنا‌ست که اگر تمام ملزومات و شرایطی که در یک انتخابات دموکراتیک وجود دارد تامین شود، شانس این‌که این انتخابات عرصه‌ حضور موثر زنان شود، بیشتر می‌شود. در جامعه‌ای که نه قوانین و موازین انتخاباتی‌ آن دموکراتیک است و نه اساسا حق برابر انسان‌ها حتی در کاندیدشدن رعایت می‌شود و زنان به‌صورت آشکار حذف یا محدود می‌شوند، نوعی آپارتاید جنسیتی در حوزه‌ انتخابات جاری است. برابری زنان و مردان و امکان حضور زنان در انتخابات و مشارکت سیاسی، پیش‌شرط لازم یک انتخابات یا جامعه دموکراتیک است، ولی شرط کافی نیست.

2- فرزانه عظیمی

موانع اصلی حضور زنان در قدرت سیاسی و تدابیری برای افزایش حضور انان در حوزه سیاست

لینک پاور پوینت سخنرانی فرزانه عظیمی
------------------------------------------

https://mail.google.com/mail/u/0/…

3- ساغر غیاثی
مشارکت سیاسی زنان و سهمیه بندی جنسیتی
-------------------------------------------------
لینک پاور پوینت

https://mail.google.com/mail/u/0/…

در طول تاریخ و در جوامع مختلف ، زنان سهم اندکی در عرصه های سیاسی داشته اند و به اشکال مختلف از فعالیت سیاسی منع شده اند. بنابراین حمايت از مشاركت زنان در نهادهاي سیاسی پديده ای کاملن جدید است. زنان که نیمی ‌از جمعیت جهان هستند و نقشی تعیین کننده در بسیاری از عرصه ها، از جمله تصمیم گیری، تصمیم سازی، قانونگذاری و اجرای قوانین دارند. تلاشی نیز که در سال‌ های اخیر برای افزایش «کمی» مشارکت سیاسی زنان صورت گرفته است، همگی حاکی از اهمیت مسأله است.

امروزه ایجاد فرصت های برابر و مشارکت همه جانبه ی آحاد جامعه از ارکان مهم توسعه است. بر این اساس، یکی از اهداف سند توسعه ی هزاره که سازمان ملل در سال ۲۰۰۰ تنظیم کرده است، گسترش و ترویج برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان است. این سند که به امضای همه کشورها از جمله ایران رسیده است، کشورها را متعهد می کند تا سال ۲۰۱۵ بالغ بر ۳۰ درصد از کرسی های مجالس خود را به زنان اختصاص دهند.

اما اگر به طور مشخص به وضعیت ایران نگاه کنیم، از نظر مشارکت سیاسی و اقتصادی زنان، جزء نابرابرترین کشورها است. از سال ۲۰۰۶، مجمع جهانی اقتصاد، شاخص شکاف جنسیتی را یکی از جدیدترین شاخص های سنجش میزان برابری براساس جنسیت معرفی کرده است. این شاخص وضعیت زندگی زنان را در چهار زمینه بررسی می کند: سلامت و بقاء، دستیابی به آموزش، مشارکت اقتصادی و توانمندسازی سیاسی.

براساس آمارهای ارایه شده، زنان در بیشتر جوامع از فرصت های برابر با مردان بهره مند نیستند و کماکان خیل بیسوادان جهان را زنان و دختران تشکیل میدهند. در کشورهای در حال توسعه سالیانه نیم میلیون زن فقط از عوارض بارداری می میرند. فقر هم در کشورهای توسعه یافته و کشورهای در حال توسعه چهره ای زنانه دارد. زنان ۷۰ درصد فقرا را تشکیل می دهند. مشارکت نیروی کار زنان اندک و هنوز سهم زنان از تصمیم گیریهای اقتصادی و سیاسی ناچیز است. با استناد به گزارش مجمع جهانی اقتصاد در سال ۲۰۱۴، ایران از نظر شکاف جنسیتی، در بین ۱۴۲ کشور در رتبه ی ۱۳۷ قرار میگیرد. از نظر اقتصادی، نرخ مشارکت اقتصادی زنان در ایران ۲۳ درصد و دستمزد زنان در ایران ۴۱ درصد کمتر از مردان است. بیکاری در میان زنان تحصیل کرده دو و نیم برابر مردان است.

بدون این آمار و گزارشها هم، توجه به فضای سیاسی ایران، برای دستیابی به چشم انداز توسعه ی سیاسی زنان کافی به نظر میرسد. فضای موجود به شدت مردانه است و اراده ی سیاسی برای سهیم کردن زنان در اداره کشور وجود ندارد.
زنان از پست های قدرتمند و تصمیم ساز در نهادهای انتصابی کشور مانند خبرگان رهبری، شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام و... کنار گذاشته شده اند.

امروزه میانگین حضور زنان در پارلمان‌های دنیا از مرز ۲۰ درصد عبور کرده است، اما حضور زنان در مجلس ایران براساس آمارهای سال ۲۰۱۵ سه درصد است و میانگین حضور زنان نماینده در نه دوره ی مجلس شوراي اسلامی، بین بین ۱/۴۳ و ۴/۸۳ درصد در نوسان بوده است. ایران از این نظر در بین شانزده کشور خاورمیانه، رتبه ۱۲ و در جهان رتبه ی ۱۴۱ را دارد.

با نگاه به تجربه ی کشورهای مختلف، مسلم است که افزایش مشارکت سیاسی زنان خود به خود محقق نمی شود. در ایران تعداد نمایندگان زن مجلس نه فقط از ۱۴ نفر فراتر نرفته، بلکه از مجلس هفتم به بعد،سیر نزولی نیز داشته است. در برخی از استانهای کشور مثل مازندران، گلستان، کرمان، یزد، ایلام، قم، سمنان، خراسان شمالی و خراسان جنوبی تاکنون هیچ نماینده ی زنی به مجلس راه نیافته است. بنابراین ما نیز چون کشورهای دیگر، ناگزیریم ساز وکارهایی بیندیشیم تا مشارکت سیاسی زنان را افزایش دهیم.

اقدامات جبرانی، سهمیه بندی جنسیتی یا اقدام مثبت راهکاری مقطعی و از شیوه هایی است که به طور معمول با بازنگری در قوانین انتخاباتی، به منظور اصلاح مشارکت سياسي زنان به کار برده میشود. استفاده از سازوکار قانونی برای تعیین سهمیه ی ویژه ی برای زنان یک راه حل فوری است. راهکار دیگر این است که، احزاب سیاسی به طور داوطلبانه سهمیه ی مشخصی در فهرست های انتخاباتی خود برای زنان تعیین کنند. تاکنون ۱۲۸ کشور دنیا یکی از اشکال چندگانه ی سهمیه‌بندی جنسیتی در انتخابات را به کار برده اند. به کارگیری این شیوه ها موجب شد بین سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۵، متوسط حضور زنان در پارلمان های دنیا دو برابر شود.
با وجود تجربه ی مثبت کشورهای دیگر، در ایران تاکنون با تعیین سهمیه ی جنسیتی براي زنان موافقت نشده است. این مسأله در مجمع تشخیص مصلحت نظام مطرح شد که زنان سهمیه ی
۳۰ درصدی در مجلس داشته باشند، اما در صحن علنی مجمع رأی لازم را کسب نکرد. فراکسیون زنان مجلس هم طرح دیگری را مطرح کرد که این طرح نیز رأی نیاورد. اما دلایل اصلی مخالفت با سهمیه ی جنسیتی و پاسخ موافقان به این انتقادات چیست؟

دلایل مخالفان:

• سهمیه بندی موضوعیتی ندارد؛ زنان و مردان از حقوق مساوی برای انتخاب شدن و انتخاب کردن برخوردارند. دلیلی که فاطمه رهبر، نماینده مجلس، نیز در مصاحبه ای در مخالفت با سهمیه بندی جنسیتی به آن ارجاع می دهد: «ما محدودیت قانونی نداریم و لذا نیازی به طرح یا لایحهی جدیدی دراینباره نیست. اگر بخواهیم مثل برخی کشورهای دیگر سقف یا سهمیه برای زنان مقرر کنیم، خود محدود کردن قانون اساسی است چون در قانون به صراحت آمده که زنان همچون مردان می‌توانند در انتخابات شرکت کنند، انتخاب کنند و انتخاب شوند.»
• نمایندگی سیاسی، به معنی نمایندگی ایده ها و منافع افراد یک جامعه است و به جنسیت افراد ربطی ندارد.
• انتخاب نمایندگان باید براساس شایستگی باشد، بنابراین لازم است از پیروزی بهترین کاندیداها حمایت کنیم.
• سهمیه ی جنسیتی در تضاد با اصل برابری فرصتها برای همه است، چون برای یک گروه خاص اولویت قایل میشود.
• سهمیه بندی یک عمل تبعیض آمیز است، چون مردی که شایستگی بیشتری دارد، به دلیل یک امتیاز ویژه برای یک گروه خاص، کنار گذاشته میشود.
• سهمیه بندی با اصل استقلال در تضاد است، چون احزاب سیاسی در انتخاب کاندیدها محدود میشوند.
• سهمیه بندی یک روش غیر دموکراتیک است، چون تصمیم نهایی با رأی دهندگان است که چه کسی را برای نمایندگی انتخاب کنند.
• زنان خودشان علاقه مند به کار سیاسی نیستند وگرنه تعدادشان افزایش پیدا میکند.
• بسیاری از زنان علاقه مند نیستند که از این راه انتخاب شوند، چون این گمان وجود دارد که به دلیل زن بودن انتخاب شده اند و نه به دلیل استعدادها و توانایی هایشان. لاله افتخاری نماینده مجلس نیز با دست گذاشتن بر این موضوع مخالفت خود را اینگونه ابراز می کند: «این شیوه‌ها برای تقویت یک چیز ضعیف انجام می‌شود که اصطلاحاً به آن دوپینگ می‌گویند. حال آنکه زنان ما و قانون ما که برابری زن و مرد در انتخابات را تصریح کرد ضعفی ندارند. من سهمیه‌گذاری برای زنان را ننگ می‌دانم. می‌گویم مطرح‌کنندگان این‌گونه تحلیل‌ها، در زمین دشمن بازی می‌کنند یا تحت تأثیر ماهواره هستند.»

در برابر چنین استدلالاتی موافقان طرح سهمیه بندی جنسیتی برای نامزدی زنان در انتخابات نیز دلایلی را ارایه میکنند.

دلایل موافقان:

• با وجود نابرابریهای ساختاری موجود، صرف حق انتخاب کردن و انتخاب شدن، زنان و مردان را در یک موقعیت برابر قرار نمیدهد.
• سهمیه بندی جنسیتی به منظور بهبود شرایط و توانمندسازی زنان به‌ کار می‌رود و کمک میکند تا چرخه ی ساختارهای اجتماعی و حقوقی مردمحور شکسته و فرصتی برای حضور زنان فراهم شود.
• مجامع سیاسی باید منعکس کننده ی گروههای اجتماعی یک جامعه باشند. از آنجاکه زنان نیمی از جمعیت یک جامعه را تشکیل میدهند، لازم است نمایندگانی در مراکز تصمیم گیری داشته باشند.
• زنان هم مثل مردان شرایط لازم را برای نمایندگی مجلس دارند. وضعیت موجود ناشی از ساختارهای تبعیض آمیزاست. اگر قرنها مردان در پارلمانهای دنیا حضور صد در صدی داشته اند مسلما به دلیل شایسته نبودن زنان نبوده است، بلکه به دلیل سهمیه ی جنسیتی صد در صدی بوده است که از آن بهره برده اند.
• نمایندگی سیاسی را نباید فقط به بحث شایستگی و صلاحیت محدود کرد، اصل موضوع نمایندگی است.
• در زندگی سیاسی ما به تجارب زنان نیاز داریم، یک سیستم سیاسی درست از تجربه ها و شایستگی های همه ی گروههای جامعه بهره می برد.
• نمایندگی سیاسی در مورد حقوق و عدالت است. زنان به عنوان شهروندان حق دارند به صورت برابر جامعه را نمایندگی کنند. چگونه می شود این واقعیت را توجیه کرد که هشتاد درصد کرسی پارلمانهای دنیا در دست مردان است؟ این روش، منتهی به عدالت «حقیقی»، یا همان برابری در «نتیجه ی نهایی» می‌شود.
• سهمیه بندی تبعیض آمیز نیست، بلکه شیوه ای است که خسارت موانع موجود را در راه مشارکت سیاسی زنان جبران میکند. موانعی که هر روزه زنان بیشتری را از صحنه ی اجتماع، سیاست و اقتصاد طرد میکند.
• سهمیه بندی برای حقوق مردان به صورت فردی مورد تبعیض آمیز نیست، بلکه احزاب سیاسی را وادار می کند که به دنبال زنان شایسته باشند و از آنها حمایت کنند و درنهایت امکان را برای رأی دهندگان فراهم میکند که از طیف گسترده تری، نمایندگان را انتخاب کنند.
• سهمیه بندی به صورت رسمی و غیررسمی در موارد دیگری چون منطقه ی جغرافیایی، اصناف و مشاغل، اقوام و اقلیت های قومی و مذهبی استفاده میشود و فقط به جنسیت محدود نمی شود.
• سهمیه بندی جنسیتی روشی است برای افزایش مشارکت و ایجاد فرصت های برابر برای نیمی از جامعه، بنابراین امکانی است برای بسط دموکراسی.

به نظر میرسد، در شرایطی که موانع ساختاری، مانند کلیشه های جنسیتی، نبودن حمایت خانواده، نبودن حمایت احزاب و جریانات سیاسی، کمبود امکانات مالی و … سدی جدی بر سر راه مشارکت موثر زنان در امور سیاسی ایجاد کرده است، تأکید بر حق انتخاب شدن زنان و به میان کشیدن بحث شایستگی به نوعی نادیده انگاشتن موانع موجود در مشارکت سیاسی نیمی از جمعیت فعال جامعه است.
-----------------------------------------------------
فیلم کوتاهی که فیلم ساز جوان امین پوربرقی از نشست ایکاوی تهیه کرد.

https://drive.google.com/…/0B3ctwWb-rPDDcnFkRDBwUkdJe…/view
--------------------------------------------------------------
فیلم کامل کنفرانس ایکاوی در کانال یوتیوب ایکاوی انتشارخواهد یافت

+15

18 new photos.

Go to top